English - Français - Deutsch

 به قلم دیگران
زندگی مختاری
شعر مختاری
اندیشۀ مختاری
شخصیت مختاری
اشعرای برای مختاری
یادنامۀ مختاری
قتل مختاری


مهرگاني


در پرده ي اشاره فرو مي رود
خاكستري كه روي قرنيزها نشسته است
و در خطوط پوست مي آويزد .
بويي سياه كرده ست اشيا را
و طرح لبهايي خاك را باز مي تابد از اعماق
تا ناگهاني از آتش
كه جيغ مي كشد و مي شتابد در رؤياي شهر
و سايه هاي بزرگ در گورستان ها    بازارها    تيمارستانها 
جنازه هاي بزرگ
كه روي شانه هاي هم بر مي آيند تا دنيا را فراخ تر ببينند.

اينجا هميشه شهر بزرگي خواهد ماند
و در خيابان هايش چشماني مفرغين در يكديگر خيره مي شوند
و شاعراني كه روزي مي خواستند يورش برند سوي شادي
گاهي دهان زيبائي را باز خواهند يافت
كه با صدايي آشنا ضجه مي زند

 

 

 محمد مختاری
زندگینامه
کتاب شناسی
شعر
مقاله
سخنرانی
گفت و شنید
نامه
صدا
عکس
فیلم
 
 

تماس با ما

 
 

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد است