English - Français - Deutsch

 به قلم دیگران
زندگی مختاری
شعر مختاری
اندیشۀ مختاری
شخصیت مختاری
اشعرای برای مختاری
یادنامۀ مختاری
قتل مختاری


شب آخر


نه سقف پايين تر آمده است
و نه كف اتاق بالاتر رفته است .
فشرده مي شود از شش سو خون   بر سطح گچ
مكعبي كه حضورم را از سطلي در كنج ديوار سبك تر يافته بود .
تمام اضلاعش را آزموده ام
دري كه از شش سو بر پلكاني بسته است
و شيشه اي كه قد روز و شب را اندازه مي گيرد .
نگاه مي كنم
نگاهي از شش پنجره فرا مي گيردم .
و سايه ام را مي بينم در شش خيابان
عبور مي كند از لاي شيشه ها   سايه ها
                                               نگاه ها   ديوارها
ستاره اي   زخمي    سلولي   آئينه اي
بلور خون حكمي كه در را باز مي كند .

چه آتشي بر مي دمد
وچه تگرگي مي بارد .               22/6/67



 

 

 

 

 

 محمد مختاری
زندگینامه
کتاب شناسی
شعر
مقاله
سخنرانی
گفت و شنید
نامه
صدا
عکس
فیلم
 
 

تماس با ما

 
 

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد است